سبک هنجارشکن و متهورانهی فیلمهای گدار که بهترین نمونهی آن را میتوان در فیلم شاهکار «ازنفسافتاده» (Breathless) (معروفترین فیلم موج نوی فرانسه) سراغ گرفت، او را تبدیل به چهرهی ماندگاری در تاریخ پرفراز و نشیب سینما کرده است. در مقالهی حاضر، 10 فیلم برتر ژان لوک گدار در طول شش دهه فعالیت سینمایی او را به شما معرفی خواهیم کرد. همراه گیمنیوز باشید.
10 فیلم برتر ژان لوک گدار کارگردان فقید سینمای فرانسه
چند روز پیش بود که خبر درگذشت ژان لوک گدار در 91 سالگی داغ بزرگی بر دل دوستداران او گذاشت. دلیل مرگ او خودکشی کمکی (Assisted Suicide) عنوان شده است. به گفتهی روزنامهی لیبراسیون، این کارگردان بزرگ سینما در سالهای پایانی عمرش از مشکلات جسمانی متعددی رنج میبرد و از آنجا که عمل اوتانازی در سوییس مورد پذیرش دستگاههای قانونی است، گدار به صورت داوطلبانه تصمیم به خودکشی گرفت.
The Little Soldier

- سال ساخت: 1960
اولین دورهی فیلمسازی گدار از سال 1960 تا 1967 را در بر میگیرد، و سرباز کوچک (با بازی میشل سوبور) سیاسیترین فیلم گدار در این دوره است. چنان که این فیلم به دلیل موضع تند و تیزی که علیه جنگ الجزایر اتخاذ کرده بود، خشم مقامات فرانسوی را برانگیخت و به مدت سه سال از نمایش عمومی آن جلوگیری شد. علاوه بر این، سرباز کوچک نخستین همکاری گدار با آنا کارینا محسوب میشود که تا فیلم ساخت آمریکا در سال 1966 ادامه پیدا کرد.
Alphaville

- سال ساخت: 1965
کارآگاه مخصوصی به نام لمی کوشن مامور میشود تا دریابد که چه اتفاقی برای پروفسور فون براون افتاده است. بنابراین به شهر دیستوپیایی آلفاویل سفر میکند و متوجه میشود که این شهر تحت سلطهی فون براون است. براون به کمک کامپیوتر آلفا 60 کنترل شهر آلفاویل را به دست گرفته و قادر است همهی مخالفان خود را سرکوب کند. فیلم آلفاویل در طرح ایدههای پیشگویانهاش مدیون رمانهایی مانند 1984 و دنیای قشنگ نو است، اما در روایتگری از تمام آثار علمی-تخیلی سینما و ادبیات فراتر رفته است و به همین دلیل یکی از اصیلترین فیلمهای گدار محسوب میشود.
Made in USA

- سال ساخت: 1966
پائولا نلسون (آنا کارینا) خبرنگار مجلهی ریدر (Reader) است و همچنان که معشوق گمشدهی خود را جستوجو میکند، پایش به عالم سیاست باز میشود. گدار فیلم ساخت آمریکا را بر اساس رمان معروف جاگر به قلم دانلد ای وستلیک ساخته است. همچنین گفتنی است که او این فیلم را به نیکلاس ری و ساموئل فولر (دو تن از برجستهترین نوآرسازان آمریکایی) تقدیم کرده است. ساخت آمریکا به گفتهی جی هابرمن فیلمی است «علیه نظام سرمایهداری و ضد فرهنگ مصرفی که از اشکال فاشیستی شستوشو و فریب اذهان مردم انتقاد میکند.»
A Married Woman

- سال ساخت: 1964
شارلوت (ماشا مریل) که زنی متاهل است، چند بار به دور از چشم شوهرش با مرد دیگری در بستر میرود و هنگامی که از حاملگی خود باخبر میشود، نمیداند پدر بچه کیست. حالا او مجبور است که یا شوهرش را ترک کند، یا به روابط مخفیانهی خود با معشوقاش پایان دهد. فیلم زن شوهردار یک نقطهی عطف مهم در کارنامهی سینمایی ژان لوک گدار به حساب میآید. علاوه بر این، اروتیسم لطیف و شاعرانهی این فیلم موجب تمایز آن با همهی فیلمهای همدورهاش شده است. (متاسفانه چند صحنهی اروتیک فیلم توسط ادارهی سانسور فرانسه از نسخهی نهایی حذف شدند.)
Masculin Feminin

- سال ساخت: 1966
پل (ژان پیر لئود) پس از اتمام خدمت سربازی به پاریس برمیگردد و در دفتر یک مجله استخدام میشود. سپس دست معشوقهاش مادلن (شانتال گویا) را در حرفهی خوانندگی بند میکند. پل که جز صمیمیت در روابط خود نمیطلبد، نهایتا از همهی دوستاناش مایوس میشود و فاصله میگیرد. فیلم مردانه و زنانه (مذکر، مونث) شاهکاری پر از دوگانگی است. گدار در این فیلم دنیای «فرزندان مارکس و کوکاکولا» را به تصویر میکشد. جوانانی که شهوت، سیاست و مشکلات نسلی در زندگیشان رخنه کرده و آفت جان آنها شده است.
Pierrot le Fou

- سال ساخت: 1965
فردینان (ژان پل بلموندو) در وسط یک مهمانی با همسرش به هم میزند و همراه ماریان (آنا کارینا) که عضو یک گروه گانگستری است، پاریس را به مقصد جزیرهای دورافتاده ترک میکند. آنها موفق میشوند به جزیرهی کوت دازور برسند، اما همچنان تحت تعقیب گانگسترها قرار دارند. این فیلم گدار بهراستی یک جواهر درخشان است که در دستان ماهرترین گوهرتراش زمانه صیقل خورده است. فیلمی در ستایش عشق و در وصف دلتنگی که نهایتا وادارمان میکند به این گفتهی سم فولر ایمان بیاوریم: «سینما عواطف است.»
Contempt

- سال ساخت: 1963
فیلمنامهنویسی به نام پل ژاوال (میشل پیکولی) در حال اقتباس از ادیسهی هومر برای یک فیلم سینمایی است که قرار است فریتس لانگ کارگرداناش باشد. پل که قبلا زندگی عاشقانهای با همسر خود داشت، اکنون در آستانهی جدایی قرار دارد. همسرش او را به دیدهی تحقیر مینگرد و هر روز از حس احتراماش به پل کاسته میشود. به همین خاطر، پل از نگارش فیلمنامه دست میکشد تا آرامش را به زندگی خود بازگرداند اما… فیلم تحقیر با فضایی تراژیک و نگرشی بدبینانه به تامل در عواطف و احساسات انسانی میپردازد و بهکلی از فضای عاشقانه و سرزندهی فیلمهای قبلی گدار فاصله میگیرد.
Vivre Sa Vie

- سال ساخت: 1962
فیلم گذران زندگی جلوهای از موج نوی سینمای فرانسه است که نشان میدهد هر فیلم میتواند به طرزی سینما را تغییر دهد که انتظارش را ندارید. آنا کارینا الهامبخش همیشگی گدار در این فیلم نقش یک دختر پاریسی به نام آنا را بازی میکند که قصد دارد بازیگر شود اما در مسیری قرار میگیرد که در نهایت از او یک کارگر جنسی خلق میکند. گدار این فیلم را در دوازده بخش کوتاه که هر کدام با یک نوشته و توصیف صحنه آغاز میشوند کارگردانی کرده است. او در ابتدای هر بخش المان غافلگیری را با متن میانپرده از بین میبرد تا در ادامه، کنش و واکنش بازیگران و صحنه بیشترین توجه را به خود جلب کنند. اغلب صحنهها بداههپردازی شدهاند و فیلم از آن دسته آثار گدار است که فیلم ساختن را سادهتر از چیزی که هست نشان میدهند.
Breathless

- سال ساخت: 1960
از نفس افتاده بیتردید بهترین فیلم ژان لوک گدار است. شاید نه فقط در میان فیلمهای او، بلکه در میان فیلمهای موج نوی فرانسه، این شاخصترین اثر سینمایی ساخته شده و بنیانگذار سبک جدید فیلمسازی به عنوان یک حرفهی شخصی است. به طوری که تاریخ سینما را میتوان از جهاتی به قبل از ازنفسافتاده و بعد از آن تقسیم کرد. گدار با کارگردانی سادهانگارانه و بیپروای خود، ادای احترامی جسورانه به فیلم-ژانرهای سینمای آمریکا میکند. فیلمهایی که زمانی که او به عنوان منتقد فیلم در کایهدوسینما فعالیت میکرد بیشترین جذابیت را برایش داشتند. همکاری بینظیر ژان پل بلوموندو و ژین سبرگ در جوانی با گدار تنها آغاز یک راه طولانی را بشارت میدهند. اما به راستی ازنفسافتاده نظیر ندارد. فیلم روایت جنایی هر چه پیش آید خوش آید است و نه فقط در بطن و ساختار که در شیوهی ساخت هم همینگونه است.
Band of Outsiders

- سال ساخت: 1964
چهار سال پس از ازنفسافتاده، گدار این بار حتا مرزهای خودش را هم میشکند. فیلم دسته جداافتادهها (Bande a part) درباره دو مرد جوان بیپروا است که هر دو به زنی (با بازی آنا کارینا) علاقهمند هستند. آن دو اما در یک چرخش ناگهانی از این زن برای ارتکاب یک جرم کمک میگیرند: دزدی از خانهی همان زن. فیلم نه تنها چند تا از بهترین صحنهپردازیهای کارنامه گدار (مثل صحنه دویدن در موزه لوور که در فیلم رویاپردازان برتولوچی هم بازسازی شده) را در بر دارد، بلکه با درآمیختن عشق و مالیخولیای سهمگین درک نشدگی، ذهن مخاطب را به تسخیر خود در میآورد. این فیلم گدار بینظیر، بینظیر و بینظیر است و بودن آن در بین 10 فیلم برتر ژان لوک گدار کاملا شایسته.
نظر شما درباره سینمای گدار چیست؟ به نظرتان کدام یک از 10 فیلم برتر ژان لوک گدار اثر ارزشمندتری است؟ با ما در میان بگذارید.