مجموعه انیمیشنی «منِ نفرت انگیز» (Despicable Me) از سال 2010 به دنیای سینما معرفی شد. مجموعهای که با ماجراجوییهای جذاب «گرو» و «مینیونها»ی بامزه و محبوب در دل همه جا باز کرد و توانست مخاطبان را به خود نزدیک کند. اما ادامهی این مجموعه، نه تنها کیفت دو قسمت قبل را ندارد بلکه مخاطب را از اثر دورتر هم میکند. انیمیشن Despicable Me 4 احتمالا ضعیفترین اثر این مجموعه است و حرفی برای گفتن ندارد. البته بههرحال توانسته به یکی از پرفروشترین انیمشینهای امسال تبدیل شود. در ادامه با نقد و بررسی قسمت چهارم از مجموعه من نفرت انگیز همراه گیمنیوز باشید.
نقد و بررسی انیمیشن من نفرت انگیز 4
اگر بخواهیم روراست باشیم «من نفرتانگیز 4» صرفا یک سرگرمی خوانوادگی است. شوخیهای همیشگی مینیونها و گرو در کنار گرافیکی زیبا برای کودکان جذاب است ولی فراتر از این نمیرود. انیمیشن بیشتر روی کمدی فیزیکی تمرکز کرده و به خبری از یک داستان عمیق و چندلایه و شخصیتهای برجسته نیست. درواقع میتوان گفت که با شخصیتها و داستانی با پتانسیل بالا اما هدر رفته روبهرو هستیم. سازندگان نه یک فیلم یکدست بلکه صرفا مجموعهای تکه تکه از کلیپهای خندهدار ساختند تا شاید بتوانند ضعفهای روایی را پنهان کنند اما موفق نبودند!
با اینکه فیلم از مخاطبین و منتقدین نقدهای مثبتی دریافت نکرد و پایینترین امتیاز را در بین فیلمهای دیگر این مجموعه گرفت، بیش از 230 میلیون دلار در گیشه جهانی در طول اکرانش فروش داشت. سود مالی و تجاری این مجموعه به تنهایی برای سازندگان کافی است و ایدههای تکراری و روند ضعیف داستان اهمیتی ندارد.
خلاصه داستان انیمیشن Despicable Me 4
آخرین قسمت از مجموعه «من نفرتانگیز» به زندگی گرو (استیو کارل)، همسرش لوسی (کریستن ویگ)، فرزندانشان و جدیدترین عضو خانواده، گرو جونیور، میپردازد که زندگی خوبی را بدون دردسر سپری میکنند. اما آرامش خانه آنها پس از فرار مکسیم له مال (ویل فرل)، همکلاسی سابق گرو و حالا دشمنش، از زندان به هم میریزد و او به دنبال انتقام از گرو میآید.
در کل زمان فیلم اتفاقات زیادی رخ میدهد اما اغلب مفاهیم نپخته هستند و صرفا به مخاطب تحمیل میشوند. با تعداد بالایی از خطهای داستانی روبرو هستیم و فیلم فرصت ندارد که درست و حسابی به همه آنها بپردازد و صرفا با یک فیلم شلخته و بیربط روبرو هستیم.
یکی از ویژگیهای خاص فیلمهای این مجموعه، شخصیتپردازی بسیار خوب است اما متاسفانه سازندگان دیگر به اینهم توجهی نمیکنند. مثلا در داستان مکسیم له مال، تماشاگران اطلاعات زیادی درباره مکسیم دریافت نمیکنند تا واقعاً به او علاقهمند شوند. او به ندرت در صحنه حضور دارد و هر بار که هست، انگیزههایش ضعیف بوده و شوخیهایش خیلی خندهدار نیستند.
شخصیتها در انیمیشن Despicable Me 4 کار خاصی انجام نمیدهند. تنها داستانی که کمی جالب به نظر میرسد رابطه گرو با پسرش است که کشمکشهای جالبی را میسازد و شاید به نحوی آموزنده باشد. اما باز هم از پتانسیل این ارتباط استفاده چندانی نشده است. رابطه گرو و دخترانش همیشه یکی از جذابیتهای اصلی Despicable Me محسوب میشد اما سازندگان در این قسمت، پرداختن به رابطه گرو و دخترانش را به کل فراموش کردند. گسترش رابطه بین گرو و دخترانش میتوانست یک محتوای بسیار جذاب خصوصا برای مخاطب نوجوان خلق کند.
بیشتر در گیمنیوز بخوانید: نقد و بررسی فیلم Minions: The Rise of Gru
همیشه پیامهای مثبت و زیبایی درباره خانواده و دوستی در آثار این مجموعه وجود داشته اما در انیمیشن Despicable Me 4 این پیامها بهشدت سطحی و کلیشهای شدهاند. تلاش برای ایجاد لحظات احساسی در فیلم نیز ناامیدکننده و ناموفق بوده و احساساتی که باید مخاطب را تحت تأثیر قرار دهند، به دلیل عدم توسعه شخصیتها و داستان ضعیف، به سادگی از بین میروند. بقیه شخصیتها صرفا برای خلق چند لحظه کمدی و شوخیهای احمقانه حضور دارند و داستان اصلی آنها ناتمام باقی میماند. لحظههای خوب فیلم کمرنگ هستند. همچنین، بسیاری از مفاهیم و شخصیتهای جدید به خوبی توسعه پیدا نمیکنند.

برخی از تلاشهای فیلم برای معرفی ایدههای جدید به نظر جالب میرسد، اما در نهایت اتفاق خاصی نمیافتد. این بار من نفرت انگیز نه تنها روی ایده تمرکز نمیکند بلکه تبدیل به یک پاردوی ضعیف از فیلمهای ابرقهرمانی نیز میشود و از رفتن به مسیر مارول و دی سی ابزار تبلیغات میسازد.
مینیونها همیشه در صحنه

مثل همیشه، مینیونها مرکز توجه فیلم هستند. درست است که داستان درباره گرو و خانوادهاش و ماجراهای آنهاست، اما مینیون ها تبدیل به یک برند محبوب و پولساز شدهاند، پس تا جای ممکن از آنها سواستفاده میشود و حتی اسپین اف جداگانه هم میگیرند. سازندگان با استفاده از مینیونها سعی میکنند که حفرههای داستانی را پرکنند و گرو و خانوادهاش که نقش اصلی هستند را تحتالشعاع قرار میدهند. این بار، گروهی از آنها در حین اقامت در مقر لیگ ضد شروران به «مگا مینیونها» تبدیل میشوند و در تلاش برای قهرمان بودن، به ماجراجویی میپردازند که از حق نگذریم از قسمتهای جالب فیلم محسوب میشود. مگا مینیونها احتمالا در آینده موضوع جدیدی برای این فرنچایز خواهند بود و در نهایت میتوان گفت به قسمتهای فرعی ساختهشده از این مجموعه امید بیشتری هست تا به مجموعه فیلمهای اصلی!

در آخر باید گفت که انیمیشن Despicable Me 4 در سرگرم کردن مخاطب بسیار موفق است ولی در کل یک انیمیشن ناامیدکننده است که داستانی تکراری، شخصیتهای سطحی و ایدهای ضعیف دارد. افزایش کیفیت بصری انیمیشن و صحنههای کمدی فراوان هم نمیتواند ضعف این اثر را پنهان کند. اگرچه ممکن است برخی از طرفداران قدیمی هنوز هم از دیدن گرو و مینیونها لذت ببرند. اما واقعیت این است که بیشتر شبیه یک تلاش بیثمر برای بازگشت به دنیای محبوب قبلی است تا یک اثر جدید و جذاب.
اگر قرار است این مجموعه ادامه پیدا کند بهتر است خالقان من نفرت انگیز کمی از این اثر فاصله بگیرند و اجازه دهند ذهنها و ایده خلاقانهتر این اثر را ادامه دهند.
شما چه نظری درباره این انیمشین و آینده مجموعه من نفرتانگیز دارید؟
